Thursday, April 26, 2018

خاطرات تلخ کودکی

کاری صوتی بر اساس نوشته های او

 https://www.youtube.com/watch?v=yoF8C0mfw3c

شعر 1


یادداشتهای دلتنگی


یادداشتهای دلتنگی
مطالبی که در این صفحه میخوانید یادداشتها ی دلتنگی و یا بهتر بگویم درد نامه انسانی است که در زندگی کوتاه خود شادی را به دلیل زشتی رفتار مردم سرزمینش تجربه نکرد ! رفتاری که با خواندن این محدود برگزیده نوشته ها و شعرهایش بر آن آگاه خواهید شد . به امید آنکه این آگاهی بتواند ما را از شکنجه هایی که گاه تنها با یک نگاه متوجه انسانهای دیگر میکنیم برحذر دارد . با شنیدن کار صوتی " خاطره های تلخ کودکی " و خواندن مطالب درج شده که همگی عینا از یادداشتهای او استخراج شده اند در خواهیم یافت که شاید ، بسیاری از ما حتی ناخواسته و تنها با یک نگاه کنجکاوانه و یا گفتار و رفتاری نا آگاهانه چه بسیار انسانهای بیگناهی را وحشیانه شکنجه داده ایم .
دکتر شایسته شریعتی  در سال 1329 در روستایی در پا بر عرصه زندگی گذاشت . اما یک بیماری ژنتیکی  حاصل از ازدواجی فامیلی از همان ازدواج هایی که باوری نادرست آن را عقدی آسمانی نیز میداند!  باعث شد از حدود یک سالگی آثار انحراف ستون فقزات در او ظاهر شود . عوارض این بیماری اکنون به سادگی و با بستن کرست ها و ابزار  طبی  بسیار ساده ای  همانند آنچه در ارتودونسی دندان ( منظم کردن دندانها ) صورت میگیرد ، در سنین رشد و تغذیه و با ورزش مناسب برطرف میشود .  اما همانطور که خود او هم در یادداشتهایش اشاره کرده است در آن زمان هیچ پزشکی حتی در تهران نیز با این بیماری و راه درمان بسیار آسان آن آشنا نبود چه رسد به روستای دور افتاده او . در نتیجه او دارای قدی کوتاه و ستون فقراتی غیر مستقیم شد . اما به هر حال در پی همه دشواریها او توانست دکترای دارو سازی را در سال 57 و تخصص پاتو بیولوژی خود 
را در سال 59 از دانشگاه تهران دریافت کند. سپس به دلیل مشکلاتی که ظرفیت محدود تنفسی ناشی از کوچکی حجم قفسه سینه برایش ایجاد کرده بود جهت معالجه به آمریکا رفت . که متاسفانه خطر بالای جراحی که میبایست بر روی او انجام میشد باعث شد پزشکان ریسک عمل او را بالا دانسته و از جراحی خودداری کنند . بنابراین پس از مدتی زندگی در آمریکا و گذراندن دروس و دوره های اختیاری مورد علاقه اش به دلیل بیماری پدر به ایران آمد و چند ماه پس از درگذشت پدرقصد عزیمت به آمریکا میکند اما متاسفانه به دلیل جنگ و بسته شدن فرودگاه و لغو پروازها تا اطلاع ثانوی نمیتواند به آمریکا بازگردد و در همان روز لغو پرواز دچار سرماخوردگی ساده ای شد( شاید هم غمی از عدم امکان پرواز تا اصلاع ثانوی به دلیلی که اشاره خواهد شد ) . اما متاسفانه پیکر ضعیف او توان تحمل تشخیص اشتباه پزشکی وتجویز داروی اشتباه را نداشت و تنها در طی یک ماه با ضجر تنفسی از ضجر زندگی در میان انسانهایی که در خاطراتش با آنها آشنا خواهید شد ( چه بسا خود ما ! ) آسوده شد و سرانجام در 35 سالگی رخت از جهان هستی بر بست . سالها بعد یادداشتهای او توسط خواهرش ا ز آمریکا به ایران بازگردانده میشود . و تازه آن زمان بود که خانواده اش با خواندن آنها برمیزان ضجری که او در طول زندگی کوتاه خود کشیده بود آگاه میشوند . تنها و تنها خاطرات زیبایش در میان صدها صفحه دردنامه اش ، مربوط به زندگی کوتاهش در سرزمین بیگانگان بود ! و در مدت کوتاهی که پس از بازگشت از آمریکا با خانواده اش بود با شوق و شادی وصف ناپذیری برای آنها از مردمی سخن میگفت که نگاهشان به او و رفتارشان با او در خیابان و فروشگاه و اتوبوس و اداره متفاوت نبود .